تبلیغات
It's me - FRIST
It's me

درباره وبلاگ
جستجو
موضوعات
آخرين نوشته ها
نويسندگان
پيوند ها
آرشيو مطالب
نظر سنجي
آمار سايت



FRIST

نمی دونم از کجا شروع کنم . چهار ساله که خدا روشو برگردوند و منو عاشق کرد که دمش گرما اما خوب داشتیم زندگیمونو می کردیم چی کار به کار من بخت برگشته داشت آخه....اینجا بود که فهمیدم اینجام پارتی بازیه بابا خر ما از همون انفوان کودکیش دم نداشت.

بگذریم کسی که من دوسش دارم و داشتم یه مقدار متفاوت بود یعنی اینکه با آدمایی که تا حالا باهاشون برخورد کرده بودم یه کمی فرق داشت . اما من دوسش داشتم . بهش پیشنهاد دادم که با هم دوست شیم و اونم که کسی و نداشت گفت "باشه با کمال میل " که الان فهمیدم که اونم اینجا مثل بقیه بود و من بچه . با هم دوست شدیم ما یکم تفاوت داشتیم با هم و این بود که من تا اون موقع با همه ی آدمای دورو ورم دوست می شدم و کات می کردم و با این یه روز با اون سه روز و از این شیطونیا اما اون یه پسر عاشق پیشه که دنبال عشقش و پرنسش می گشت تا ترک اسب سفیدش بشینه و برن عاشقونه با هم باشن .

من اینو می دونستم و به خاطر این باهاش دوست شدم که یه پرنس و که پا نمی داد بهش فراموش کنه البته اینم بگمااون چند ماه قبلش می خواست مخمو بزنه و من خر نشدم که بعد یه مدت واقعا نمی دونم چی شد که تا چشمامو باز کردم دیدم bf منه .Image and video hosting by TinyPic

یه مدت دوست بودیم با هم که بد بختیای من شروع شد. خیلی اذیتم کرد اما خیلی راحت می بخشمش بهم می گفت دوسم داره اما الان می فهمم که همش عادت بود . نمی خوام بگم نسبت بهم بی تفاوته اما اونقدری که من براش گذاشتم اون نذاشت .

نمی خوام یاد قدیما بافتم که باز دپ شم آخه چند روزه دارم فراموش می کنم و یادم رفته .

چهار سال گذشت از عید به این ور یه روز دعواست،یه روز جلسه گفتمان برای حل مشکل.گه گلیجه گرفتم به خدا .BF من نسبت به من هیچ حسی نداره الان میگه که من براش کمم و تکراری . می خواست بره اما می ترسید که من داغون شم ( آخه یه بار من و داغون کرده بود و آشنایی داره به سیستم بدن من ) .

نمی دونم کار درستی کردم یا نه اما در هر صرت بهش گفتم بره دنبال کسی که می خواد . هفته اول می گفت نه رفتن راهش نیست و از این شعر ا ، اما الان نزدیک یه هفتس که رفته البته با هم حرف میزنیم اما رفته داره مخ کسی و که می خواد می زنه و جالب اینجاس که برای منم تعریف می کنه .

ستینگم به چیز رفته اما دارم باهاش کنار میام .




طبقه بندی: personaL، 

جمعه 15 خرداد 1388 توسط helena